صفحه آغازين تماس با ما   English
درباره استان
پيشينه تاريخي

سابقه تاريخي استان مركزي و مردمان ساكن در آن جزئي از پيشينه تاريخي سرزمين و تمدن كهن پارسي است. اگر بخواهيم به سير تحولات تاريخي اين استان بپردازيم بدون شك بايستي صفحات تاريخ ايران زمين را تورق كرده و نقش مردمان دلير اين سرزمين و اثر گذاري آنان در شكوفايي تمدن كهن ايران باستان و همچنين ترويج و گسترش دين اسلام مورد مطالعه قرار دهيم. در اين مطالعه و بررسي قطعاً ايفاي نقش مشاهير و نخبگان اين قسمت از سرزمين ايران اسلامي در شكل گيري و سير تحولات اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگ ديني كشور ايران منحصر به فرد بوده و اثرات برون مرزي آن در جامعه بين الملل غير انكار است.
براي اينكه بتوانيم بيشتر با سوابق تاريخي استان مركزي آشنا شويم، سير تحولات تاريخي اين استان را به طور اجمال در دو مقطع زماني قبل از اسلام و بعد از اسلام مورد بررسي قرار مي دهيم.
قبل از اسلام (از آغاز تا 652 ميلادي)
فلات ايران يكي از قديمي ترين مراكز تمدن مراكز تمدن كهن در جهان است كه قدمت برخي از آثار كشف شده توسط باستان شناسان حكايت از سابقه سكونت بيش از 10000 ساله پيش از ميلاد مسيح را دارد. برخي ابزار آلات باقي مانده از آن دوران نشانگر آشنايي مردم اين سرزمين با فلز در حدود 3000 سال پيش از ميلاد مسيح است. بقايا و آثار و ابنيه به جا مانده در شهر سوخته زابل ، هگمتانه همدان و سيلك كاشان ، جملگي حكايت از قدمت بيش از 3000 ساله تمدن و شهرنشيني در ايران داشته است. مهم ترين تمدني كه در ايران قبل از ورود آريايي ها به اين سرزمين وجود داشته ، تمدن ايلام مي باشد كه در دشت خوزستان به ويژه شهر شوش شكل گرفته است. ايلامي ها سرزمين محل زندگي خود را حتمتي مي ناميدند. سابقه دولت ايلام به 3000 سال قبل از ميلاد مي رسد. از آن زمان تا سال 550 ق.م كه دولت هخامنشي سراسر ايران را تصرف كرد ، دولت ايلام درگيري و جدال هاي متعددي با تمدن هاي بين النهرين (سومر، بابل) داشت. اوج قدرت ايلامي ها در قرن 13 ق.م بود كه توانستند سرزمين بين النهرين را تصرف كنند و ستون سنگي را كه قانون همورابي بر روي آن نوشته شده بودبه غنيمت گرفته و به شوش آورند. در سال 640 ق.م آشور بني پال پادشاه آشور به ايلام تاخت و شهر شوش پايتخت شهر ايلام را تصرف و آن را كاملاً تخريب كرد . هنوز بقايا و سنگ و آجر فرش هاي اين دوره در شهر شوش، در مجموعه كاج آپادانا به يادگار باقي مانده است. آثار دوره ايلامي و ماقبل تاريخ كه در تپه هاي باستاني قيجه ، گل محمد، امامزاده عبدالله و عباسلو ساوه، مناطق باستان بالا و پايين مشهد زلف آباد تفرش، تپه چلبي ساروق اراك كشف شده ، نشان از سكونت و قدمت اقوام ايلامي در منطقه استان مركزي دارد.
حمله آشور بني پال همزمان بود با گسترش قلمرو حكومت آرياييها كه از قرن پانزدهم ق.م از نواحي جنوبي روسيه و اروپا به فلات ايران وارد شده بودند. علت كوچ آريايي ها از استپ هاي اوراسيا افزايش تعداد دامهاي آنها و نياز به علوفه و افزايش سرماي جلگه سيبري بوده است. آريايي ها كه از نژاد هند و اروپايي بودند ، پس از مهاجرت از نواحي شمال قاره اوراسيا به فلات ايران، به ذو ذسته بزرگ تقسيم شدند، يك دسته به اروپا رفتند و دسته ديگر از طريق ايران عازم شبه قاره هند شدند. گروهي از آريايي ها كه پارسي نام داشتند در زمان ضعف دولت ايلام انشان (Anshan) مهمترين بخش حكومت ايلام، واقع در غرب استان فارس امروزي را تصرف كردند.
پارسيها در سال 550 ق.م دولت هخامنشي را بوجود آوردند و سرزمين ايلام را كه به دست دولت بابل افتاده بود تصرف كردند.
ايلامي ها بعنوان متمدن ترين اقوام قبل از آريايي ها شهرهاي متعدد و پيشرفته اي از جمله شوش را ساختند. پادشاهان ايلام در شهر شوش براي رب النوع هاي طرفدار خود معابدي ساخته بودند كه از مهمترين آنها مي توان به زيگورات چغازنبيل در خوزستان اشاره كرد.
در اوايل هزاره دوم ق.م يك دسته از اقوام هند و اروپايي كه به سوي جنوب مهاجرت كرده بودند در نواحي شمال ايران (كنار رودهاي سيهون و جيهون) ساكن شدند و بدليل استفاده از اسب در جنگل ها و حمل و نقل در مدت زمان كوتاهي تمامي قلمرو حكومت ايلامي ها را در اختيار گرفتند و توانستند خود را به سواحل خليج فارس و درياي عمان برسانند و از جمله هند را تصرف كنند. اين عده كه به طرف جنوب و ايران مهاجرت كردند به اقوام هند و اروپايي مشهور شدند و خود را آريايي ناميدند .
كلمه آريايي به معناي اصيل ، نجيب و شريف است، آريايي ها دشمن خود را ديو مي خواندند و چون به دامداري و رمه گرداني اشتغال داشتند ، سواركاراني ماهر و جنگجوياني دلير و قوي بودند. پادشاه آنان در اين دوره جمشيد بود كه توانست ديو (قبايل مهاجر ديگر) را شكست دهد و جشن نوروز را برپا كند، طبق داستان هاي ايران و هند باستان جشن هاي نوروزي ايرانيان از زمان جمشيد به يادگار مانده است. آريايي ها به صورت قبيله اي در سر اسر ايران استقرار يافتند و به زندگي دامداري ادامه دادند. قبيله هاي بزرگ آنان بعدها به نام مادها در غرب ايران ، پارسها در جنوب و پارتها در شمال شرقي ايران معروف شد ند.
در اين زمان بود كه زرتشت جهت اصلاح اعتقادات اقوام آريايي و متحد ساختن آنان به پا خاست و مردم را به پرستش اهورا مزدا (داناي بزرگ) دعوت كرد. تقريباً تمام اقوام آريايي به جز سكاها آئين زرتشت را پذيرفتند. عده اي از سكاها را توراني ناميده مي شدند كه با پيروان زرتشت جنگ هاي بسياري كردند و زرتشت پيامبر به دست همين قوم در يكي از جنگها كشته شد.
مادها كه از آريايي ها كه از جمعيت بيشتري برخوردار بودند براي اينكه بتوانند قدرت را در قلمرو خود به دست گيرند و در مقابل تهاجمات آشوريان مقاومت كنند از ديااكو (Deioke) كه يكي از رؤساي قبايل ماد سفلي بود حمايت كردند. ديااكو توانست مادها را به سوي اتحاد و وحدت فراخواند و براي آمادگي هر چه بيشتر دژ هگمتانه در محل كنوني شهر آن زمان بنا نمايد. او موفق شد با شكست دادن آشوريان در سال 734 ق.م تمام شهرك هاي ماد سفلي (استان مركزي) را مطيع ساخته و اولين امپراتوري ايران را بنا نهاد. سه ايالت اصلي سرزمين در به قدرت رسانيدن ديااكو و سرنگوني حكومت آشوريان داشتند، عبارت بودند از : بيتكاري، ماداي و پاساردا كه هر سه ايالت در محدوده رودخانه قره چاي ساكن بودند. نقشه ارائه شده قلمرو اوليه مادها ، با محدوديت هاي جغرافياي شهرهاي امروزي اراك، فراهان، آشتيان، تفرش و ساوه هماهنگ مي باشد.
دياكونوف در كتاب تاريخ ماد، از زبان هرودت عنوان مي كند كه مادها داراي مجامع و مجالس خلق بوده و رؤساي ايالات ها به طور مساوي در تصميم گيري هاي حكومتي مشاركت داشته اند. در كتاب اوستا ، از جلسات و مجالس مادها به نام وياخه و وياخمان نام برده شده است. ديااكو بعد از پيروزي بر حكومت عاشور در همين جلسات مشورتي تصميم گرفت ككه پايتخت حكومت ماد را از اين منطقه به شهر هگمتانه منتقل نمايد.
قلمرو جغرافيايي سرزمين ماد در دوران باستان شامل ماد عليا (شمال غرب و غرب ايران) ، ماد سفلي و ناحيه پاراتاكنا (اصفهان امروزي) بود. ماد سفلي كه بخش عمده اي از سرزمين استان مركزي امروزي را شامل مي شود در دوره باستان از چهار بخش بزرگ تشكيل مي شده است:
1- ناحيه همدان تا درياچه اروميه 2- حوض سلطان ، درياچه نمك، حوضه آبريز رودخانه هاي ابهر چاي، قره چاي و قمرود كه محدوده ناحيه استان مركزي فعلي است 3- منطقه شمالي دشت كوير كه شامل محدوده شهرهاي فعلي سمنان، دامغان، ورامين و شهر ري مي شده است 4- ناحيه پاراتاكنا كه حوزه رودخانه زاينده رود تا مرز ايلام، خوزستان و ناحيه پارس را در بر گرفته است.
از بقاياي ابنيه و آثار موجود دوره مادها در استان مركزي مي توان به تپه هاي باستاني آوه و جوشقان جمشيد آباد، آجان پيك و تپه خوني نوبران، تپه باستاني خرقان و گورستان نوبران شهرستان ساوه اشاره نمود.
پادشاهان ماد با كمك و ياري مردمان اين 4 قلمرو، توانستند به مدت 178 سال بر ايران حكومت نمايند. سرانجام حكومت مادها به دليل رشد طبقه اشرافي، بروز نارضايتي عمومي و روا داشتن تبعيض در بين قبايل آريائي رو به افول نهاد و كوروش دوم از خانواده هخامنش، قبيله پاسارگاد بر عليه اژدهاك آخرين پادشاه ماد شورش كرد و در سال 550 قبل از ميلاد به حكومت مادها در ايران خاتمه داد. كوروش تا سال 530 ق.م بر ايران حكومت كرد و بعد از او از خانواده هخامنشي ، داريوش اول قدرت را به دست گرفت. در اين دوره امپراتوري ايران به بيست ساتراپ يا ايالت تقسيم شد كه سرزمين ماد سفلي يعني از ري تا همدان و همچنين استان مركزي در محدوده ساتراپ قرار گرفت.
داريوش كه علاقه ويژه اي به شهرسازي و آباداني داشت دستور ساخت مجموعه تخت جمشيد را در شمال شهر شيراز صادر نمود.
كتيبه گنج نامه در همدان كه به سه خط پارسي قديم، ايلامي و بابلي نوشته شده است يكي از يادگارهاي مكتوب اين دوره در محدوده سرزمين ماد سفلي مي باشد كه به دستور داريوش بر دل صخره حك شده است. از ديگر آثار دوره هخامنشي در استان مركزي مي توان به تل ماستر فراهان بالا در اراك و تپه هاي باستاني آمره كميجان اشاره نمود.
در برخي از كتابهاي مسيحي ، از جمله سفرنامه ماركوپولو آمده است كه سه مغ بشارت دهنده ظهور حضرت عيسي مسيح به نام هاي ياسپر (jasper) ملخيور (Melchior) بالتاسار (Balthasar) از شهر ساوه برخاسته و به راهنمايي ستارگان به شهر اورشليم رفته اند. آنها عيسي را در سن 13 روزه اي زيارت كرده هداياي خود شامل طلا، كندر و مر به او داده اند و كودك به ايشان جعبه كوچكي كه در آن سنگي بوده اهدا كرده است. آنها سنگ را در چاهي حفظ كردند. سپس از آسمان جاده اي مستقيم به چاه باز شده و آن سه تن كه گويند سه شاه بوده اند از آن چاه آتش برگرفته و آن را با خود به ساوه آورده و معابد ساختند و اين آتش را حفظ كردند. مسعودي در مروج الذهب مي گويد كه اين سه تن مغ را كوروش هخامنشي به سوي اورشليم فرستاده و آنان توانسته اند در سوريه (شام) مسيح و مادرش مريم را ملاقات كنند.
حكومت هخامنشيان با حمله اسكندر مقدوني به ايران در سال 331 ق.م از هم پاشيد و سراسر قلمرو پارس و هخامنشيان به دست اسكندر افتاد. اسكندر تمامي كاخها و مراكز عبادي پارسيان، از جمله تخت جمشيد را غارت و سپس به آتش كشيد. اسكندر در سال 323 ق.م در شهر باستاني بابل درگذشت و يكپارچگي متصرفات او بزودي از بين رفت و ايران به دست سلوكوس از سرداران اسكندر افتاد. كريستن سن در كتاب ايران در زمان ساسانيان آورده است كه ماد سلفي در دوره حكومت اسكندر در اختيار اتروپاتن از سرداران اسكندر بوده است.
سلوكيان با همراهي اشراف ايراني و سرداران مقدوني بيش از 80 سال بر ايران حكومت راندند. قيام اشك اول يكي از پهلوانان قبيله پارت در سال 248 ق.م عليه سلوكيان آغاز شد و بيش از يكصد سال مبارزات اشكانيان و سلوكيان به طول انجاميد.
بالاخره در سال 140 ق.م حكومت آنتيو خوس سوم به دست تيرداد شكست خورد و سلوكيان به غرب رود فرات عقب نشيني كردند. پيروزي نهايي اشكانيان بر سلوكيان توسط ششمين پادشاه اشكاني به نام مهرداد صورت گرفت. مورخان آثار باستاني ، ستون ها و بقاياي كاخ و معبد خورهه را متعلق به دوره سلوكيان و اوايل حكومت اشكانيان بر ايران مي دانند.
در دوره حكومت اشكانيان محدوده جغرافيايي استان مركزي خود ولايت ماد بزرگ محسوب مي شد. مشكل عمده حكومت اشكانيان، حكومتهاي مستقل ايالت هايي چون پارس، آذربايجان و ارمنستان بود كه بعد از حكومت سلوكيان حاضر به اطاعت از پادشاهان اشكاني نبودند. اشكانيان به منظور جلب رضايت بزرگان اين قبايل ايراني و گرفتن ماليات از آنها مجبور شدند مجلس مهستان را تاسيس كنند. اين مجلس از بزرگان كشور، موبدان و شاهزادگان قبايل تشكيل مي شد و براي مسائل مهم كشور تصميم گيري مي كرد.
در زمان حكومت فرهاد چهارم، چهاردهمين پادشاه اشكاني ، حضرت عيسي در فلسطين ظهور كرد و طولي نكشيد كه تعاليم آن حضرت تمامي قلمرو روم را در بر گرفت. مقارن با اين زمان بود كه پادشاهان اشكاني به طور گسترده اي اقدام به ترويج دين زرتشت در ايران نمودند. در اين دوران آتشكده و معابد بسياري ساخته شد كه از جمله مهمترين آنان مي توان به دو معبد بزرگ آناهيتا در شهرهاي كنگاور و استخر اشاره نمود. ساسان از خاندان هاي قديمي پارس رياست معبد آناهيتا در استخر را بر عهده داشت. او و پسرش بابك تلاش هاي زيادي در براندازي حكومت اشكانيان نمودند كه سرانجام در سال 224 ميلادي اردشير پسر بابك با حمايت ثروتمندان و اشراف بزرگ ايران حكومت اشكانيان را ساقط كرده و در سال 226 ميلادي رسماً دولت ساساني را تاسيس نمود.
پسر و جانشين او شاپور اول جنگ هاي متعددي را با دولت روم آغاز كرد كه در يكي از اين جنگها والرين امپراتور روم را به اسارت درآورد.
در همين دوره بود كه دين زرتشتي ، دين رسمي ايرانيان اعلام شد و كار تنظيم و جمع آوري اوستا شروع گرديد.
از مهمترين پادشاهان حكومت ساساني در ايران مي توان به بهرام پنجم (بهرام گور)، انوشيروان، هرمز و خسرو پرويز اشاره كرد. از آثار به جا مانده در اين دوره مي توان به طاق بستان در كرمانشاه و نقش برجسته هاي تنگ چوگان در استان فارس، آتشكده آتش كوه در استان مركزي اشاره نمود.
با ظهور اسلام در عربستان ، رسول خدا حضرت محمد(ص) طي نامه اي به خسرو پرويز او را به اسلام دعوت كرد. ولي شاه ايران با غرور و تكبر بسيار نامه پيامبر خدا را پاره كرد. پس از رحلت پيامبر در زمان خلافت ابوبكر، خالد بن وليد در حدود سال 633 م برابر با 12 ه.ق با سپاهيان عرب مسلمان خود به مرزهاي ايران رسيدند. در اين زمان يزدگرد سوم (آخرين پادشاه ساساني) لشگريان خود را به فرماندهي رستم فرخزاد به جنگ با مسلمانان فرستاد. در سال 14 هجري برابر با 636 م ايرانيان در جنگ قادسيه از اعراب مسلمان شكست خوردند. مدائن پايتخت ساسانيان كه شامل هفت شهر از جمله تيسفون بود به تصرف مسلمانان در آمد.
در سال 21 هجري ساسانيان در مقابل مسلمانان به منظور جلوگيري از پيشروي آنان درمنطقه نهاوند صف آرايي كردند. در اين جنگ يزدگرد شكست خورد و به خراسان فرار كرد و در سال 31 هجري برابر با 652 م به دست مخالفان خود كشته شد. بدين سان با ورود اسلام، سلسله ساساني در ايران منقرض و تاريخ ايران باستان به پايان رسيد.
در دوره حكومت ساسانيان سرزمين ايران به چهار كوست خورآسان، باختر(شمال) ، نيمروز جنوب و خوريران تقسيم مي شده است كه استان مركزي در كوست خوريران يعني جايي كه خورشيد از آنجا مي رود قرار داشته است. كوست خوريران استانهاي مركزي و غربي كشور از جمله كرمانشاه، همدان و مركزي را شامل مي شده است. مناطق، آثار و بقاياي ابنيه بسياري كه عمدتاً به صورت تپه هاي باستاني مي باشد از دوره حكومت ساسانيان در استان مركزي بر جاي مانده است، كه از مهمترين آنها مي توان به تپه هاي باستاني نوبران ساوه، فراهان، سربند و آستانه شازند اشاره نمود.
در مجموع بيش از 55 تپه باستاني از دوره ساسانيان در استان مركزي وجود دارد. از آثار باقيمانده در دوره اشكانيان هم مي توان به تپه باستاني ينگه ارخي نوبران ساوه و تپه باستاني روستاي چال فخره ساوه اشاره نمود.
دوره اسلامي (625 م تا كنون)
بعد از شكست پادشاهي ايران از اعراب، دين اسلام سراسر قلمرو ساسانيان را در نورديد و خلفاي بني اميه توانستند سرزمينهاي فتح شده را از سواحل مديترانه و كشور اسپانيا در غرب تا مرزهاي چين در شرق گسترش دهند. امويان توانستند از سال 41 تا 132 هجري به مدت 91 سال بر ايران حكومت كنند. بعد از امويان حكومت به عباسيان رسيد. بعد از آنكه مسلمانان بر دو دولت بزرگ ايران و روم پيروز شدند، حاكمان بني اميه به اين نتيجه رسيدند كه اين شجاعت و جسارت اعراب بوده است كه اين پيروزي ها را به دنبال داشته است و توانسته اند بر غير عرب غلبه كنند. بدين گونه عرب را بر غير عرب در سرزمين اسلامي ترجيح داده و زمينه را براي طغيان ساير ملل فراهم كردند.
در اين بين ايرانيان بيش از همه مورذ بي مهري قرار گرفتند.
در همين زمان حسين بن علي (ع) در دهم محرم سال 61 هجري به دست سپاهيان يزيد بن معاويه در كربلا به شهادت رسيد. ايرانيان كه از جور بني اميه به ستوه آمده بودند با شهاذت امام حسين (ع) با مخلفان حكومت بني اميه از جمله مختار متحد شدند و به قصد خونخواهي شهداي كربلا بر عليه بني اميه قيام كردند.
در سال 101 هجري رهبري شيعيان را بن عباس كه از فرزندان عبدالمطلب بود به عهده گرفت و زمينه حكومت عباسيان را بر ايران فراهم ساخت. بزودي اكثر مناطق تحت قلمرو بني اميه از جمله كوفه ، بصره، موصل، ري ، خراسان و سيستان با بني عباس بيعت كردند. با منقرض شدن بني اميه در سال 132 هجري، عباسيان عملاً حكومت بر سرزمين هاي اسلامي را به دست گرفتند و توانستند به مدت زيادي بر قلمرو پارسيان حكمروايي كنند.
در اين دوران سرزمين هاي ماد بزرگ و استان مركزي را كوهستان، كهستان و قهستان مي ناميدند. طبق اسناد موجود مناطق كوهستان نواحي بين ري، اصفهان، همدان و قسمتي از لرستان را شامل مي شده و شهرهايي چون ساوه ، كره (كرج)، گلپايگان ، بروجرد، فراهان، مزدقان و خمين جزء آن بوده اند و شهر كره در كنار رودخانه كوچك كرهرود قرار داشته است.
اعراب مسلممان كه موفق به فتح ايران شده بودند منطقه اي كه امروزه استان مركزي ناميده مي شود را جبال مي ناميدند. جبال ناحيه كوهستاني پهناوري بود كه يونانيان آن را مديا مي گفتند. اعراب به فرماندهي عمر در آخرين جنگ منظم و سازمان يافته با با سپاه ساساني در منطقه نهاوند بين سالهاي 19 تا 21 هجري توانستند منطقه جبال را پس از نبردهاي خونين نهاوند به تصرف درآورند. شورش و نبردهاي پراكنده در منطقه ، اين امكان را براي اعراب فراهم نمي كرد كه بتوانند به طور كامل بر جبال تسلط داشته باشند، لذا بدين نتيجه رسيدند كه با مردمان نهاوند از سر صلح درآيند و با ننظيم معاهده اي جبال را در نهايت به صلح تصرف كنند. متن اين معاهده در تاريخ طبري جلد دوم صفحه 378 چنين آمده است:
«به نام خداي رحمان رحيم، اين مكتوبي است كه نعمان بن مقرن به مردم ماه بهزادان مي دهد، جان و مالها و زمينهايشان را امان مي دهد كه كسي دينشان را تغيير ندهد و از انجام ترتيبات دينشان منعشان نكند، مادام كه هر سال به عامل خويش جزيه دهند، از هر بالغ بابت جان و مالش به اندازه توانش و مادام كه به ره ماند راهنمايي كنند و راهها را اصلاح كنند و هر كس از سپاه مسلمان را كه به آنها گذر كند مهمان كنند كه يك روز و شب پيش آنها بماند و پيمان نگهدارند و نيكخواه باشند. اگر خيانت كردند و دگرگوني آوردند ذمه ما از آنها بري باشد.»
ايرانيان در به قدرت رساندن عباسيان و سرنگون حكومت بني اميه نقش بسزايي داشتند. شيعيان ايران و عراق به رهبري عبدالله نوه جعفر برادر حضرت علي (ع) و حمايت عبدالرحمن بن مسلم مشهور به ابومسلم خراساني كه از اهالي استان مركزي بود در سال 747 م توانستند سرزمين هاي گرگان، ري، خراسان، نهاوند، كوفه و كربلا را تصرف نموده و در شهر كوفه ابوالعباس از خاندان عباسي را خليفه اعلام كنند.
سيعيان آل علي با وجود اينكه بيشترين كمك را در به قدرت رساندن عباسيان در سرزمين هاي اسلامي نمودند ولي بيشترين صدمه را هم از متوكل عباسي ديدند. ابومسلم خراساني كه نقش كليدي در شكست بني اميه داشت در سال 754 م توسط منصور خليفه عباسي به قتل رسيد.
بد رفتاري متوكل با شيعيان باعث مهاجرت آنان از عراق به شهرهاي ري، قزوين، زنجان، گيلان، طبرستان و جرجان شد. سادات علوي كه اكثراً از شيعيان زيدي بودند توانستند سلسله علويان طبرستان را تشكيل داده و حكومت ايالتهاي سيستان، خراسان، كرمان و فارس را در دست گيرند.
بعد از منصور، مهدي عباسي به خلافت رسيد و با خيزران دختر استادسيس سردار ايراني كه از قيام كنندگان در خراسان و سيستان بر عليه عباسيان بود، ازدواج كرد و دو فرزند كه هارون و هادي نام گرفتند از وي به دنيا آمد كه بعداً هر دو خليفه آنها خليفه شدند. مامون پسر هارون در دوران خلافت خود شهر مرو را پايتخت خلافت اعلام نمود.
فرهنگ و تمدن ايراني در زمان مامون بطور جدي وارد فرهنگ اسلامي گرديد. هنر و ادبيات در زمان او به صورت قابل توجهي ترقي نمود. ترجمه كتابهاي علمي از زبانهاي پهلوي، يوناني سرياني و سانسكريت به زبان عربي آغاز شد و علم نجوم و ساخت رصدخانه ها توسعه يافت.
در اين دوره سه دانشمند مسلمان به نام استخري، اين حوقل و مقدسي خدمات شاياني به مردم نمودند و آثار مكتوب با ارزشي از خود به يادگار گذاشتند.
مامون در سال 813 م طاهر را به نايب السلطنه خود در شرق ايران منصوب نمود و بدين وسيله زمينه سلسله طاهريان را فراهم كرد.
مامون عباسي براي پايداري و دوام حكومت خود، علي بن موسي الرضا(ع) ، امام هشتم شيعيان را از عراق به خراسان دعوت نمود و سمت ولايت عهدي خلافت را به ايشان سپرد. حركت امام رضا(ع) از عراق به سوي خراسان با استقبال بي نظير مردم ايران مواجه شد كه مامون از حمايت بي دريغ مردم بويژه اهالي خراسان از علي بن موسي الرضا(ع) به وحشت افتاد.
گرچه ابتدا مامون بقاي حكومت خود را در ولايت عهدي امام رضا (ع) زمينه متزلزل نمودن حكومت عباسيان بر ايران را فراهم نموده است، لذا ايشان را در مرحله سناباد شهر طوس خراسان به شهادت رساند.
در همين ايام بابك خرم دين در آذربايجان بر عليه خليفه عباسي قيام نمود و از سال 817 تا 836 ولايت آذربايجان را در تصرف خود داشت.
بني عباس تا حدود سال 350 ه.ج بر ايران حكومت كردند. از مهمترين حكومتهايي كه بعد از بني عباس تا استيلاي مغول در ايران حكمراني كردند، مي توان به صفاريان، سامانيان، غزنويان، غوريان، سلجوقيان، اتابكان و خوارزمشاهيان اشاره كرد. اين حكومتها بيش از 350 سال يعني تا حمله مغول به ايران در سال 616 هجري بر سرزمين هاي پارس حكومت راندند.
از مهمترين آثار بجا مانده از اين دوران مي توان به مناره مسجد ميدان و مناره مجاور مسجد جامع ساوه اشاره كرد.
در اين دوران از استان مركزي به نام عراق عجم ياد شده كه پايتخت آن شهر اصفهان بوده است.
با به قدرت رسيدن مغولان در آسياي مركزي و مغولستان و مجاورت آنان با قلمرو حكومت خوارزمشاه ، عملاً اصطكاك منافع بين دو حكومت شكل گرفت و منجر به حملات و جنگهاي متعددي بين دو دولت شد كه عاقبت باعث حمله چنگيز در سال 616 هجري با سپاهي حدود دويست هزار نفر به ايران گرديد.
خوارزمشاهيان پس از تسلط خود بر خراسان و مازندران به عراق عجم پاي گذاشتند در اين زمان عباسيان حكومت خوارزمشاهيان را مورد تاييد نمي دانستند و با توجه به اينكه دولت اسماعيليان الموت هم سراسر مرزهاي شمالي عراق عجم و رشته حبال البرز را در دست داشت به حمايت از اسماعيليان برآمده تا بتوانند بر سلطان محمد خوارزمشاه پيروز شوند. اسماعيليان كه در انزواي سياسي و مذهبي به سر مي بردند به رهبري جلال الدين حسن اسماعيلي (607 – 618 هجري) موقع را غنيمت ديده و به خلافت عباسي اظهار دوستي كردند و با آنان بيعت نمودند. سپس اسماعيليان به مذهب اهل سنت گرايش يافته و لقب نامسلمان به خود گرفتند. شورش اتابكان در فارس و آذربايجان هم مشكلات جديدي را براي حكومت خوارزمشاهيان به وجود آورده بود. حمله سهمناك مغول به ايران شدت گرفته بود و آنان توانسته بودند سرزمين هاي شمالي ايران را تصرف نمايند.
سلطان محد به منظور نجات جان خود به عراق عجم عقب نشيني كرده بود. مغولان به منظور دستگيري وي تمامي سرزمين عراق عجم را تصرف و غارت نمودند. هرج و مرج تمامي منطقه را فرا گرفته بود، فرقه اسماعيليه توانسته بود طرفداران بسياري را در عراق عجم به گرد خود جمع كند.
مغولان بعد از دو سال مجدداً در 619 هجري براي به اطاعت درآوردن كامل منطقه ، به عراق عجم حمله نمودند و پس از قتل و غارت فراوان به خراسان بازگشتند. اين آخرين حمله مغول در زمان چنگيز خان به ايران بود. مغولان بعد از اين حمله راه بازگشت به سرزمينشان را در پيش گرفتند. در سال 621 هجري سلطان جلال الدين خوارزمشاه از هند به ايران بازگشت و توانست در مدت كمي اكثر ولايات را به تصرف و مطيع خود درآورد و حكومت اسماعيليه در موت را به تمكين از خود واردارد. او سرداران منصوب شده از سوي چنگيز را بركنار و توانست مغولان را از عراق عجم بيرون كند. اقدامات جلال الدين باعث خشم حاكمان مغول شده بود. آنان براي استيلاي مجدد بر عراق عجم در 627 با نقشه دقيق تري به جنگ جلال الدين آمدند آنان توانستند كاشان ، ري، زنجان، آذربايجان و سرزمين هاي شمالي عراق عجم را تصرف و اصفهان را به محاصره درآورند. به يكباره در اين ميان جلال الدين در منطقه كوهستاني كردستان ناپديد شد و اصفهان سقوط كرد و در پي اين سقوط ، عراق عجم ، فارس و يزد چاره اي جز تسليم به مغولان را نداشتند. اينبار صدمات وارده بر اصفهان و ري به حدي بود كه حتي اين دو شهر با عمران و آبادب صفويه هم نتوانستند شكوه و عظمت گذشته خود را بازيابند. مغولان گرچه از سال 620 هجري بر ايران حاكم شدند ولي نخستين ايلخان آنان هولاگوخان كه از سال 651 هجري رسماً در ايران استقرار يافت.
هفده نفر از مغول تا سال 756 هجري به مدت 105 سال بر اين سرزمين حكمراني كردند.
ماركوپولو جهانگرد معروف در سفر به چين از استان مركزي گذشته و در شهر ساوه توقف داشته است . ماركوپولو كه در حدود سال 671 ه.ق در مسير خود از تبريز به طرف خليج فارس، از طريق زنجان و ابهر به ساوه آمده ، در آنجا آتشكده ها و آتش پرستان ياد كرده و درباره حكايت سه مغ و پادشاهي كه از ساوه به بيت الله رفته و عيسي (ع) را ديده اند در ساوه تحقيق كرده است كه در فصل هشتم سفرنامه خود به تفصيل آورده است.
بعد از پايان يافتن حكومت ايلخانان در ايران ، خاندان مظفريان و تيموريان تا قدرت گرفتن حكومت صفويه در سال 905 هجري در ايران حكومت را در دست داشتند. شاه اسماعيل صفوي از نوادگان شيخ صفي الدين اردبيلي بود كه توانست پايگذاري حكومتي در ايران شود كه حدود 250 سال به طول انجاميد. از مهمترين پادشاهان اين دوره مي توان به شاه عباس بزرگ و پسرش اشاره نمود. جنگ هاي ايران و عثماني و تصرف نواحي شمال ايران توسط روسيه از حوادث تلخ اين دوره است.
از آثار باقيمانده اين قرون در استان مركزي مي توان به منطقه تاريخي عبدالله آباد زرنديه و منطقه باستاني مشكين تپه ساوه اشاره نمود.
خدمات فرهنگي هنري ، ديني و عمراني صفويه در ايران بدون شك از نادرترين دوران تاريخ ايران زمين است كه توانسته خدمات قابل توجهي به مردم و ايجاد ثبات در كشور نموده و مرزهاي سياسي و جغرافيايي ايران را تثبيت نمايد.
از آثار باقيمانده از دوران حكومت صفويه در استان مركزي مي توان به كاروانسراي عبدالغفار خان ، گنبد چهار سوق، آب انبار چهار سوق، آب انبار مسجد جامع ، آب انبار حاج ميرزا حسين عاملي، كاروانسراي شاه عباسي ، آب انبار كلبعلي خان ، كاروانسراي ورده ، پل تك چشمه و هشت چشمه شهرستان ساوه اشاره نمود.
نادر شاه افشار در سال 1148 هجري رسماً با عزل شاه عباس سوم تاج سلطنت را بر سر گذاشت و با توجه به اينكه قلمرو دولت مركزي ايران در طي حكومتهاي گذشته كاهش يافته بود، عملاً دست به كشور گشايي زد ، فتح بحرين ، قندهار هندوستان از جمله فتوحات اوست. طايفه زنديه كه در زمان نادر سركوب شده بود در سال 1162 هجري با ظهور كريم خان زند قدرت را در كشور به دست گرفت و تا سال 1209 هجري بر ايران حكومت كردند.
حكومت پادشاهان زند مقارن بود با گسترش تجارت دريايي دول از اروپايي و تصرف جزاير و سواحل جنوبي ايران بوسيله دولتهاي انگلستان و هند.
كريم خان زند در سال 1192 فوت كرد و آقا محمد خان قاجار بعد از سركوبي مخالفان با حمايت طايفه قاجار در سال 1200 هجري در تهران تاجگذاري نمود.
قاجاريه تا سال 1343 به مدت 145 سال بر ايران حكومت كردند.
شروع جنگ هاي ايران و روسيه، ايران و عثماني و در نهايت تجزيه ايران در اين دوره شكل گرفت. يكي از مهمترين تحولات اواخر حكومت قاجاريه اعلام حكومت مشروطه در سال 1324 هجري و تشكيل مجلس شوراي ملي و تدوين قانون اساسي ايران است.
در سال 1907 انگليس و روسيه ايران را به اشتغال خود آوردند. روسيه طي انقلاب بلشويكي 1917 از ايران خارج شد. بعد از خروج روسيه، انگليس تقريباً تمامي سرزمين ايران را به اشغال خود در آورد و توانست حكومت مشروطه را بوسيله عمال خود در ايران ساقط كرده و رضا خان پهلوي را به قدرت برساند.
شهر اراك به عنوان مركز كنوني استان مركزي در سال 1231 هجري قمري در دوره حكومت قاجار ساخته شد. از اين شهر در هنگام تاسيس به سلطان آباد و سپس عراق ياد مي شد. باني اصلي ايجاد شهر را به يوسف خان گرجي حاكم ولايت عراق عجم كه از فرماندهان سپاه پياده نظام فتحعلي شاه، سلطان قاجار و سلطان آباد ناميد. شهر جديد كه نقش مركزيت نظامي و اقتصادي منطقه يا ولايت عراق را بر عهده داشت تا سال 1316 هجري شمسي به نام عراق مشهور بود تا اينكه در اين سال راه آهن سراسري ايران افتتاح شد و ايستگاه راه آهن شهر را اراك نامگذاري كردند كه همين نام بعداً مرسوم گرديد.
حكومت پهلوي از سال 1302 تا سال 1357 هجري شمسي به مدت 55 سال ادامه داشت. سرانجام اين حكومت در 22 بهمن 1357 به دست نيروهاي انقلاب به رهبري امام خميني (ره) شكست خورد و عملاً حكومت پادشاهي در ايران خاتمه يافت.
استان مركزي تا سال 1356 هجري شمسي از نظر تقسيمات كشوري شامل شهرستان هاي تهران، كرج، قزوين، ساوه، تفرش، قم، اراك، كاشان در اين سال ، استان مركزي شكل گرفت و اراك به عنوان مركز استان انتخاب گرديد.
در سال 1356 رسماً تشكيلات استان مركزي در اين شهر مستقر شد.
در سال 1365 شهرستان قم از استان مركزي منفك و به استان تهران افزوده گرديد. هم اكنون نظام جمهوري اسلامي در ايران حاكم است و رئيس جمهور و نمايندگان مجلس مستقيماً توسط آراي مردم انتخاب مي شوند. استان مركزي هم به عنوان يكي از چهار قطب مهم صنعتي كشور كه صنايع مادر را در خود جاي داده در دنيا مطرح است.